محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

297

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

آوردند ، أو از آن بياشاميده گفت : اى مقدسي ! آبهاى ما هما مانند يك ديگراند گفتم : خدا فقيه را مؤيد بداراد چنين نيست ! سردى آب ما هميشگى است ودر اينجا موقت است . در كرانهء نيل آبشخورها هست كه در آنها آب را در خيكها برگيرند وهر اشكوبه را با نيم دانق مزبّقه « 1 » بالا مىبرند . با وزش * باد شمال موج دريا آب نيل را از درياچه به پس مىراند . وچون باد جنوب وزد ، آب دريا را از درياچه مىراند وآب نيل در آن فزونى گيرد . أهل تنّيس آب انبارهاى خود را در آن چهار ماه با خيك پر مىكنند . در فرما از گروهى شنيدم كه مىگفتند : آب نيل گاه چنان بالا آيد كه به مناره‌ها رسد . آب نيل به قصبهء اسكندريه نيز مىرسد واز پنجرهء آهنين گذشته بدرون رود وپس از پر شدن آب أنبارها فرو مىنشيند . در نيل حيواني هست بنام تمساح كه به حرذون « 2 » ماند ، سر أو يك سوم تنه‌اش مىباشد ، سلاح در وى اثر ندارد مگر زير دو بغل أو ودهانش . أو آدمي را مىربايد . وبيشتر در صعيد وسردوس يافت شود . در مثل آرند : در سردوس هشيار باش ! هر چند آب به قادوس باشد ، كه قادوس كوزهء دولاب است . روزى در يك كشتى نزديك سردوس بودم [ در حالي كه برمىگشتيم ] كشتى ما به چيزى ساييد ! پرسيدم : آيا به زمين ساييد ، گفتند : نه ! بلكه بر پشت تمساح بود ! آب نيل به فيّوم نمىرسيد ، پس مردم نزد يوسف ( ع ) شكايت

--> ( 1 ) واحد پول رايج است ص 140 پانوشت 1 وص 292 : 9 . ( 2 ) Salamandre سالاماندر . اسمندر ، مانند سوسمار است . ( لغتنامه )